علم
برای اولین بار درجهان
اصل عدم تساوی کل با اجزاء


Article Information
Article Title: نظریه جهانهای کوانتمی موازی: بازنگری در چارچوب علوم تلفیقی و تحلیل ریاضی
Author: Faramarz Tabesh
ISNI: 0000 0005 2737 2290
Affiliation: Founder and Director, Research Institute Andishe Online Germany (AOG)
ISNI: 0000 0005 2724 714X | Ringgold ID: 823032
Journal: Andishe | ISSN: 1619-9898
Language: Persian-Farsi
Article Type: Interdisciplinary Sciences (also known as Integrative Sciences)
Keywords:
Ontology, Cognitive Discussion, Scientific Analysis, Conceptual Misconceptions, Epistemology, Interdisciplinary Critique, Philosophy of Mind.
Publication Dates:
Persian (Revised Edition): Published on February 01, 2020
English (Revised Edition): Published on June 25, 2024
German (Revised Edition): Published on June 15, 2024
French, Spanish, and Arabic Editions: Scheduled for publication on August 15, 2028
Archive Code: AOG-2025-FA | Encoded Title String: kyvdi üihkihd ö,hkjld l,hcd: fhckävd nv +ihv+,f ug,l jgtrdtr , jpgdg vdhqd
شایانِ توجه است که ما در پژوهشکدهٔ اندیشهٔ آنلاینِ آلمان، با هدفِ عربیزدایی از زبانِ پارسی، تنوینِ نصب را بهصورتِ «ن» پارسی مینویسیم.
:مثال
ضمناً > ضمنن
مثلاً > مثلن
غالباً > غالبن
تقریباً > تقریبن
مبحث دوم: آفرینش؛ تکمیل پروسه تکامل روحی
نظریه جهانهای کوانتمی موازی:
بازنگری در چارچوب علوم تلفیقی و تحلیل ریاضی
قست اول
:The Theory of Parallel Quantum Worlds
A Reassessment within the Framework of Integrated Sciences and Mathematical Analysis
Part I
!قابل توجه دوستان و علاقمندان مقالات پژوهشکده اندیشه آنلاین آلمان
همه مقالات این پژوهشکده دارای شناسنامه هستند. به ویژه مقاله این صفحه دارای کد ویژه نیز می باشد. برای استفاده از این مقالات و بخصوص این مقاله حاضر که برای اولین بار در جهان ارائه می شود، حتمن لازم است شناسنامه آن، که شامل « نام محقق، منبع و کد آرشیو در پژوهشکده اندیشه آنلاین آلمان » می باشد را بطور کامل ارائه نمایید. با سپاس
گروه تحقیق و بررسی پژوهشکده اندیشه آنلاین آلمان
علم
برای اولین بار درجهان
اصل عدم تساوی کل با اجزاء
علم
بررسی اصل عدم قطعیت هایزنبرگ
بخش جواب سوالات
پاسخ به سوالات شما
علوم تلفیقی:
بررسی مرحله بشری - قسمت دوم
الهیات
در قلمروی یهودیت
مبانی- قسمت اول
روانشناسی:
عقل و غریزه

چکیده
این مقاله با بازنگری در «نظریه جهانهای موازی کوانتومی» از منظر پارادایم «علوم تلفیقی»، به نقد دیدگاههای رایج فیزیک کوانتوم و بازتعریف بعد فرامادی (کوانتومی) خلقت میپردازد. نوشتار پژوهشی حاضر با تلفیق تحلیلهای ریاضی، فیزیک کلاسیک و مبانی آنتولوژیک، ناکارآمدی فرضیه کثرت جهانهای فرامادی فعال و حضور همزمان یک روح در آن محیط ها را اثبات نموده و چارچوبی نوآورانه از مفهوم سرنوشت، اختيارات انسانی و سیر کمال ارائه میدهد.
مقدمه
محورهای اصلی این پژوهش به شرح زیر سازماندهی شده است:
این پژوهش نشان میدهد که نظریه جهانهای موازی تنها در صورت بازنگری بر اساس قوانین حقیقی علوم تلفیقی و پذیرش نظام کارما و اراده آزاد، میتواند به عنوان ابزاری کارآمد برای بازتعریف دقیق ساختار هستی و نحوه طی مسیر کمال انسانی به کار رود.
قسمت اول
۱- حساب احتمالات، تئوری کوانتمی و اینشتین
۲- جهان های موازی
٣- تاخیون ها، ذراتی با خواصی عجیب
۱- حساب احتمالات، تئوری کوانتمی و اینشتین
در حساب احتمالات، بوجود آمدن هر پدیده، حاصل تقسیم تعداد آن پدیده بر امکانات موجود است. برای مثال اگر یک سکه را به هوا پرتاب کنید، بر اساس این محاسبات، فقط دو امکان برای تعیین نتیجه وجود دارد. نشستن طرف الف بر زمین یا طرف ب. پس امکان ظهور هر کدام از پدیده های الف یا ب می شود ۱ تقسیم بر ۲. حال اگر یک تاس ۶ وجهی را به هوا بیاندازیم، طبق حساب احتمالات، برای بر زمین نشستن هر وجه، یک ششم، یعنی تقریبن ۱۶,۷ درصد احتمال وجود دارد.
چنین محاسبه ای، تنها، جنبه کاملن ریاضی احتمال وقوع پدیده را بررسی می کند، اما بر این روند، کمیت های فیزیکی و مکانیکی نیز موثر واقع می شوند. مؤلفه هایی چون مقدار نیروی وارده بر سیستم، جهت حرکت، گرما، اصطکاک و غیره. اگر چه عوامل یاد شده، می توانند در تعیین سرنوشت بُروز این و یا آن امکان موثر باشند، اما نفس احتمالی بودن وقوع فقط یک پدیده، دانشمندانی را که کوانتمی می اندیشیدند بر آن داشت تا جواب خود را با بسط دادن قوانین مکانیک کوانتم دریابند. به نظر می آید، این طرز فکر، در بوجود آمدن تئوری جهانهای موازی بی اثر نبوده است. یکی از دلایل مخالفت آلبرت اینشتین با برخی از تعاریف و تئوری های مکانیک کوانتم، تا حدی مربوط به همین قضیه است.
اینشتین نمی توانست یك چنین نظریه ای با این نتایج عجیب و غیرقابل لمس را بپذیرد که مشاهده کننده، واقعيت يك پدیده فیزیکی را تعیین کند. برای وی، در زمان معلوم تعریف شده در آزمایش شرودینگر، گربه فقط می تواند یا مرده باشد و یا زنده. او معتقد بود که فیزیکدان ها به تفکراتی غیرعلمی روی آورده اند و از هدف اصلی علم و همچنین فيزيك، دور شده اند. به همین دلیل بود که در کنگره سولوی به شدت در مقابل نظریات نیلز بور و هایزنبرگ موضع گیری کرد.
باید به یاد داشت که از اینشتین بعنوان یک مرد معتقد به خدا نام برده اند و جمله معروف زیر را به وی نسبت می دهند:
« برای من تنها این مسئله مهم است که دریابم، خدا چگونه می اندیشد. هر چیز دیگر جزو فرعیات است.»
آینشتاین در واقع درصدد بود تا مواردی برخلاف فیزیک رایج در مکانیک کوانتوم را نشان دهد تا بتواند این علم نوپا را رد کند، اما موفق نشد. او می گفت:
«نمی توانم بپذیرم خدا شیر یا خط بازی می کند. زیرا اگر خدا می خواست تا بازی کند این کار را به طور کامل انجام می داد و در آن صورت ما دیگر مجبور نبودیم به دنبال قوانین طبیعت بگردیم، چرا که دیگر قانونی نمی توانست وجود داشته باشد. »
بور در مقابل به وی جواب می داد:
«ماهم وظیفه نداریم برای خدا در اداره کردن جهان تعیین تکلیف کنیم.»
باید گفت آنچه مکانیک کوانتم بطور ناقص در برخی از نگرشهای خود، از جمله همان آزمایش گربه شرودینگر، بدان دست یافته، قابل ایراد بلکه درخور تردید است و در این مرحله می توان به اینشتین حق داد که نتواند یک تئوری نصفه و نیمه را بپذیرد. وی معتقد بود با قبول برخی از تئوری های مکانیک کوانتم نه تنها مشکلی حل نمی شود بلکه به خدا هم نزدیکتر نمی شویم.
۲- جهانهای موازی
در این تئوری، با پرتاب تاس به هوا و بازگشت آن به روی زمین، همه وجه های آن بر زمین می نشیند. پس امکان بُروز هر کدام از ۶ پدیده، ۶ تقسیم بر ۶ مساوی ۱ و به مفهوم قطعی بودن ظهور آن پدیده است. در تفکرات این تئوری، این ۶ وجه، در شش جهان کاملن مجزا از یکدیگر اتفاق می افتد که با یکدیگر هیچ ارتباطی مگر از طریق کرمچاله های فضائی ندارند. این تئوری مدعیست که هر چه امکان ظهور داشته باشد، حتمن به ظهور خواهد رسید اما در جهانهای موازی، بدون هیچ ارتباطی با یکدیگر.
نقاط ضعف این تئوری بسیار است، از جمله آنکه هر پدیده و حادثه کوچک می تواند جهان موازی دیگری خلق کند، با این وصف، جهانهای محتمل برای فقط یک نفر، از ده ها میلیارد تجاوز خواهد کرد. اگر این رقم را در افراد سیاره زمین ضرب کنید به یک عدد غول آسا خواهید رسید. اما این امر مشکل این تئوری نیست، زیرا در فضا مشکل جا و مکان وجود ندارد. مشکل از آنجا ایجاد می شود که طراحان این نظریه، هر کدام از این جهانها را زنده، پویا و حادثه آفرین، درست مانند جهان خاکی کنونی می پندارند. در این حال، وضعیت عجیبی رخ خواهد داد و آن اینکه هر کدام از افراد در یکی از این جهانها، همواره با روبرو شدن با هر اندیشه و امکان مضاعف، جهانهای دیگری می آفریند. در اینصورت سئوال اینجاست که مسئولیت اعمال فرد اول که همان فرد دوم، سوم و هزارم است، با کدام یک از آنهاست؟ عامل تعیین کننده آنکه این فرد در تمام جهانها، همان فرد است و نه شخصی دیگر، کدام است؟ اگر این عامل، روح است، آیا روح به ۱۰۰۰ قسمت تقسیم می شود؟ پس در این صورت شخص در هر مرتبه که جهانی دیگر آفریده می شود، با تقسیم انرژی روحی خود، باید ضعیف و ضعیف تر شود و با از دست دادن اجباری انرژی خود، شانس رسیدن به کمال روحی را از دست بدهد. پس کارآئی این چنین تفکری در جهان هستی چیست؟ اگر روح فقط در یکی از این قالبها بماند و جهانهای دیگر، فقط مجازی باشند، باید گفت این امر در روند تکاملی جهان هستی بی تأثیر است، پس بوجود آمدن آن، چیزیست عبث.
نقاط ضعف این نظریه بیش از آنست که در این مختصر نوشتار تحقیقاتی قابل بررسی باشد، اما باید پذیرفت که تئوری یادشده از چهار چوب فکری صحیحی برخوردار است که با کمی اصلاحات بر طبق جهانبینی علوم تلفیقی، می توان نتایج کم نظیری از آن استخراج نمود .
٣- تاخیونها، ذراتی با خواصی عجیب
در همان دورانی که اینشتین نظریه نسبیت خود را ارائه داده بود، ریاضیدان و فیزیکدانی برجسته به نام آرنولد زومرفیلد که استاد ورنر هایزنبرگ نیز بود، برای اولین بار نظریه ای بهت آور را ارائه داد. طبق این نظریه، ذراتی وجود دارند که دارای خواص زیر می باشند:
۱- سرعت آنها همیشه بالاتر از سرعت نور است[1].
٢- اگر از این ذرات انرژی بگیریم، بر سرعت شان افزوده خواهد شد.
۳- این ذرات همیشه از آینده به گذشته در سفر هستند.
همزمانی این تئوری با تئوری نسبیت، باعث شد تا این نظریه تقریبن بدست فراموشی سپرده شود. گرچه در سالهای بعد از آن، جرالد فینبرگ[2]، توضیحاتی در جهت فهم بهتر این تئوری عنوان نمود، اما به مرور، تنها فیلم سازان هالیوود، این تئوری را فراموش نکرده، دستمایه فیلمهای تخیلی خود قرار دادند.
در هر صورت، در حال حاضر، مکانیک کوانتم و همینطور علوم تجربی کلاسیک در وضعیتی نیستند تا قادر به رد و یا پذیرفتن قطعی این تئوری باشند. اما روند پیشرفت علوم کوانتمی در قالب علوم تلفیقی نشان می دهد که در آینده ای نه چندان دور، تراز علمی، به سمت اصلاح و تکمیل این تئوری مایل شود. هم اکنون نیز تحقیقاتی که در این راستا در زمینه های زیست شناسی صورت پذیرفته، بطور ضمنی چنین پدیده هایی را مورد تأیید قرار داده است.
«در این تمدن و در زمان حاضر، با ورود به سومین و آخرین دوره تفکرات علمی، یعنی عصر علوم تلفیقی استاد الهی، می توان نظریه های کوانتمی را سمت و سو داد و از آن برای تشریح بخشی از جهان هستی استفاده نمود.»

منابع:
:کتابهای
آثار استاد نور علی الهی ۱۸۹۵ تا ۱۹۷۴
«و همچنین کتابهای«آفرینش از دیدگاه استاد الهی، فیزیک نوین ذرات
و «انسان از دیدگاه دانشگاه سیرکمال»، نویسنده : فرامرز تابش
................................................................................................................................
زیرنویس ها
[1]superluminar
[2]Gerald Feinberg
بررسی و پژوهش: فرامرز تابش
کد ویژه ثبت در آرشیو پژوهشکده اندیشه آنلاین آلمان:
Archive Code: AOG-2025-FA | Encoded Title String: kyvdi üihkihd ö,hkjld l,hcd: fhckävd nv +ihv+,f ug,l jgtrdtr , jpgdg vdhqd
بخش فلسفه
تعصب کور و عواقب مخرب آن
روانشناسی:
غریزه و عقل
بررسی تفاوت دو پدیده نام برده شده فوق از دیدگاه دانشگاه سیرکمال
استاد الهی
مقاله هفتم- متمم
بررسی اصلاحیه های استاد الهی برای نوع انسان
:Biologie der Quantendimension
Wissenschaftliche Interpretation Ostad Elahis Überlegungen
Alle Artikel.Hier klicken
ISNI:
AOG: 0000 0005 2724 714X |
Ringgold ID: 823032
Journal:Andishe / ISSN: 1619-9898
Faramarz Tabesh: 0000 0005 2737 2290
Impressum:
Andishe Online Germany- Impressum: Foreign Languages