
دوستان عزیز، از سال گذشته، پاسخ به سوالات به زبانهای غیر فارسی در سایت پژوهشکده به همان زبان مربوطه انتشار خواهد یافت. با سپاس

۲۰۲۶
دوم اسفند ماه ۲۵۸۴ باستانی | بیست و یکم فوریه ۲۰۲۶ میلادی
سوال
با درود به شما آقای تابش گرامی
مدتی است که روند پاسخ به سوالات بسیار کند شده است و ما هفته ها باید انتظار بکشیم تا پاسخ شما برسد. البته .....
در بخشی از پاسخ به آخرین سوال در "هفدهم بهمن ماه ۲۵۸۴ باستانی مصادف با ششم فوریه ۲۰۲۶ میلادی" در رابطه با مسئله فتنه گر خواندن معترضین بی گناه و آن آیه ای که آورده اید یک مسئله مطرح است و آن این است که در همان آیه آمده است "سزای کسانی که با خدا و پیامبرش می جنگند، و در زمین به فساد می کوشند...." حال آنکه این افراد هیچ شعار ضد دین یا ضد خدا ندادند و اصولا موضوع سیاسی بوده است نه دینی. پس چگونه بهترین جوانان این آب و خاک را با این بهانه به خاک و خون کشیدند.
با سپاس
پاسخ
با درود به شما دوست عزیزم
دوست گرامی من، در واقع شما باید این مطلب را با سردمداران جمهوری اسلامی در میان بگذارید نه با من. اما از آنجا که فکر می کنم می خواهیم نظر من را در این مورد بدانید، سعی می کنم از دیدگاه خودم موضوع را مختصرن بشکافم.
ببینید مشکل اصلی دقیقن در همینجاست. یعنی جمهوری اسلامی برای باقی ماندن بر سر چاه های نفت و گاز و دیگر منابع طبیعی این سرزمین کهن سال، و استفاده بی حد و حصر از "حلق و جلق و دلق" و لذایذ دنیا، از هر ابزاری و به هر شکلی که مایل باشد استفاده می کند. برای اینکه این مطلب شفاف تر شود باید تا حدودی به فقه اسلامی بپردازیم تا بینید مشکل کجاست.
اساس فقه اسلامی بر این چهار مسئله استوار است:
کتاب : قرآن.
سنت: شامل گفتار (قول)، کردار (فعل) و تأیید (تقریر) محمد پیامبر اسلام . در شیعه، برخلاف دیدگاه برخی مذاهب دیگر، سنت فقط به احادیث مربوط به پیامبر محدود نمی شود و احادیث یاران محمد نیز حجت است و جزء سنت محسوب میشود.
اجماع : اتفاقنظر علمای شیعه. اجماع در فقه شیعه بهخودیخود حجت نیست، مگر اینکه نشاندهنده نظر معصوم باشد.
عقل: از مهمترین تمایز فقه شیعه با فقه اهل سنت است. زیرا اهل سنت بهجای عقل از «قیاس» استفاده میکنند.
در ارتباط با "سنت" برای کوتاه شدن جریان فقط به یک نکته که در ارتباط با فجایع کنونی ایران است اکتفا می کنم.
سوال مطرح این است که سنت محمد بر چه اساسی استوار بوده است؟ آیا می شود که پیامبر یک دین، خودش به دستوراتی غیر از کتاب خودش عمل کند؟ جواب آن است که خیر. نتیجه آنکه چه بپذیریم احادیث موجود، صحیح هستند و یا جعلی، در هر حال مرکز دایره رفتار و کرداد و گفتار محمد، پیامبر اسلام، قرآن بوده است.
در ارتباط با اجماع هم وضع به همین صورت است. زیرا اجماع با غیر از علمای شیعه ممکن نیست . این بدان معناست که قدر مسلم آن است که علمای شیعه یقینن در صدد اجماع با علمای مسیحی، حقوق بشری و حتی اهل سنت در این باره نیستند. نتیجه آنکه همه آنها نقطه نظراتشان از بطن قرآن است . با این حال برحسب این تفکر "اجماع تنها وقتی معتبر است که کاشف از رأی معصوم باشد" تا آنجا که دانش من اجازه اظهارنظر می دهد، هیچ اجماعی در مورد مسائل بحث برانگیز مانند «محارب با خدا» تا بحال صورت نپذیرفته است.
در رابطه با عقل، کار به درازا نخواهد کشید، زیرا منظور از استفاده از عقل، عقلی است که نه بر اساس حقوق بشر، بلکه بر اساس فقه شیعی رشد یافته باشد و اتفاقن این همان مشکلی است که هم اکنون ایرانیان را زیر فشار مرگبار تندروهای مذهبی قرار داده است. بدین شرح:
۱- با عقلِ بشدت تهی شده از انتقاد گری و انتقاد پذیری، به راحتی و بدون عذاب وجدان می توان هر آنچه از آیه های تند و تیز در قرآن درک می شود را بدون در نظر گرفتن آنکه آیا اجماعی در بکارگیر آن احکام شدید وجود دارد یا نه در امور سیاسی، نظامی و اقتصادی بکار گرفت. دشمنی با جهان آزاد، غرب ستیزی که بارها موجب بمب گذاری و ترور بوسیله تندروهای اسلامی شده است. تنها گوشه ای از پیامدهای این معضل است.
۲- حکومت فقیهان غالب بر ایران، ترفندی را که بخوبی آموخته و سالهاست که در ایران بکار می بندد، نحوی استفاده از احکامی چون آیه ۳۳ از سوره مآئده است که بر آن اساس مردم بیگناه را قتل عام می کند. ترفند بکار رفته برای کسب مجوز کشتار، آن است که: "ما دست نشانده خدا هستیم. بنابراین هر کس با ما به هر شکل مخالف باشد و صدای اعتراض از او درآید، در جنگ با خدا محسوب می شود و از اینرو مشمول عذاب به شکلی که در آن آیه و آیه های مشابه آمده می شود." حال آنکه در همین یک مورد نیز هیچ اجماعی در مذهب شیعه وجود ندارد.
۳- بگذارید تا یادم نرفته به یک مسئله مهم اشاره ای داشته باشم: در حال حاضر تخمین زده می شود که در ایران تعداد معممین بین ۱۵۰ تا ۴۰۰ هزار نفر متغیر است. چیزی که بسیار حیرت آور است، تضاد گفتار این جماعت در مورد "جان پناه" بودن خودشان نسبت به مردم و سکوت بهت آورشان در مقابل چنین جنایات هولناک و ضدبشری است که نظام اسلامی در طی این چهل و هفت سال مرتکب شده است. این در حالی است که دراویش اهل عرفان، مسیحیان و معتقدین به دیگر مذاهب و خوشه های دینی، مدتهاست اعلام موضع کرده اند و در کنار مردم ایستاده اند. این امر بر اساس تفکرات دینی و مذهبی معممین مبنی بر" ظالم، راضی به ظلم، و کمککننده به ظالم، هر سه شریکاند. (منسوب به امام اول شیعیان)" یک تضاد جدی مابین عقیده و عمل در میان این جماعت بوجود می آورد که بر آن اساس، همه این تقریبن نیم میلیون نفر را در جایگاه همدستی با جنایات ضد بشری حکومت اسلامی غالب شده در ایران می نشاند.
۴- من در این متن کوتاه از عمد وارد بحث جعلیات وارد شده به قرآن و حذفیات از آن کتاب نمی شوم. در حالی که معتقدم اصل اشکالات در همین موضوع نهفته است. اگر با یک فکر متعادل به آیات تند و تیز بنگرید و مورد تدقیق بی طرفانه قرار دهید، درخواهید یافت همه آنها بیشتر شبیه تفکرات انسانهای سایکوتیک و ضد بشر هستند و ارتباطی به یک تفکر مافوق بشری و همه شمولِ تراوش شده از یک خدایی که قرار است در حکم یک پدر مهربان و بخشنده برای همه موجودات و ممکنات نقش آفرینی کند، ندارد. مطلب دیگر که درخواهید یافت آن است که این نوع آیه ها در تضاد و تعارض فاحش با آیات ملایم قرآن هستند. چطور یک عقل سالم می پذیرد که یک موجود کامل و تمام عیار، خالق همه هست و نیست، مهربان، باگذشت و بردبار و تعلیم دهنده، به یک عده خشگه گرای کمال نیافته، دستور بدهد که هرکه با من دشمن است!!!، او را به شدیدترین شکل ممکن تکه و پاره کنید!!!!!
۵- می خواستم مطالب دیگری را نیز توضیح دهم، اما فکر می کنم در این دوره، دیگر توضیح و تشریح اشکالات دین لازم نیست، زیرا به نظر می رسد اکثریت مردم باهوش و شجاع ایران تصمیم خود را در مورد معممین گرفته اند. این مهم را می توانید در مراسم عروسی، تولد و خاکسپاری فرزندان، پدران و مادرانش مشاهده کنید.
مدتهاست که این مردم هرکجا معممی را در حال تکرار مکررات پانصدساله خود می بینند، با خود می گویند:
"kiss it goodbye"
برای شما و خانوادهٔ گرامیتان آرزوی نیکبختی، سلامتی و کامیابی دارم
هفدهم بهمن ماه ۲۵۸۴ باستانی | ششم فوریه ۲۰۲۶ میلادی
سوال
از زمانی که انقلاب مردم (انقلاب شیر و خورشید) ایران بر علیه این.... اسلامی شروع شد، دیگر به سوالات پاسخ ندادید. این سوال را می فرستم اما لطفا هرگاه میسر شد پاسخ بدهید.
اولین مطلبی که ذهن مرا مشغول ساخته این است که: چرا هرگاه که در طول تاریخ .... این حکومت.... مردم مظلوم ایران که صاحبان واقعی این آب و خاک هستند کوچکترین اعتراضی به اشغالگران که عمومن عراقی و حتی افغانی هستند می کنند، با تهمت فتنه گر، آنها را به رگبار گلوله های جنگی می بندد و در چهرهایشان حتی حالت شادی هم دیده می شود. آیا سیستم وجدان که در یکی از مقالات بخش "علوم تلفیقی" توضیح داده اید در این افراد از کار افتاده و مرده است؟
سوال دوم این است: این ..... اسلامی و طرفدارانشان در شبکه های تلوزیونی کشورهای اروپایی دائما تکرار می کنند که جنگ برای هیچ کشوری دمکراسی به ارمغان نیاورده. زمانی که من و دوستانم ، آزادی بسیاری از کشورهای جهان بوسیله آمریکایی ها را مثال می زنیم، آنها نیز عراق و لیبی و غیره را مثال می زنند که برای مدتی به هرج و مرج کشیده شده است. حال آنکه جمهوری.... اسلامی خودش از روز اول در ایران و در همه خاورمیانه جنگ راه انداخت و منطقه را به خاک و خون کشید.
از مهربانی شما سپاسگزارم
پاسخ
حق با شماست. دریافت این حجم از اخبار وحشتناک و جنایات هولناکی که در ایران بدست حکومت غالب رخ داد و با در نظر گرفتن آنکه تا به امروز در تاریخ بشریت مشابه این فجایع ثبت نشده است، روح و روان مرا بشدت خسته کرد. در این مسیر، جمهوری اسلامی شقاوت و درنده خویی را به مرحله ای بی نظیر ارتقا داد. از این جهت می توان گفت، آنها حقیقتن به قله رسیدند!!!د
دلیل تاکید حکومتیان متعصب دینی بر"فتنه گر" خواندن مردم عادی کوچه و بازار معترض را خواسته بودید.
در این ارتباط باید بگویم: آنها عَمدن بر روی این کلمه اصرار می ورزند، زیرا این کلمه یک کلمه فقهی با بار بسیار سنگین است که فتنه گر را مشمول هر ستم و آزار و کشتاری می کند. متاسفانه باید عرض کنم که ریشه این کلمه و طرز برخورد با این افراد در خود قرآن قرار دارد و آنجا تشریح شده است. برای مثال سوره مآئده آیه 33 در همین رابطه می نویسد:
"سزای کسانی که با خدا و پیامبرش می جنگند، و در زمین به فساد می کوشند، فقط این است که کشته شوند، یا به دار آویخته شوند، یا دست (راست) و پای (چپ) آنها بعکس یکدیگر بریده شود، و یا از سرزمین خود تبعید گردند، این رسوایی آنها در دنیاست، و در آخرت عذاب بزرگی خواهند داشت."
در این راستا، اِشکال کار در این است که اگرهم درجایی، یک آیت الله حدود و اساس نسبت دادن فتنه گر به معترضین را تعیین کرده و از جنگ با خدا جدا نموده باشد، بازهم اشکال در آن است که حکومت اسلامی غالب در ایران، این گونه مسائل را به هیچ می انگارد و احکام خودش را تعیین می کند. بدین معنا که هر کس صدا بلند کند، او را محارب باخدا و فتنه گر می نامند. به همین سادگی.
در همین ارتباط، در حال تهیه یک مقاله ریشه ای و عمیق هستم.
با این حال، اِشکال دیگر در آن است که رژیم غالب بر ایران، هرکسی اعتراض کند که برای مثال "چرا دارایی های ما را به یغما می برید و در کشورهای غربی برای فرزندانتان زندگی فوق لاکچری می سازید"، او را به ایجاد فتنه متهم می کنند و بر آن اساس به بدترین ستم ها دچارمی نماید و با القای آنکه اینها دستورات الله است، وجدان در حال چرت زدن قمه کشان بی سواد و هیچ نفهم را از ریختن خون بی پناهان زن و مرد و کودک راحت می کنند و آنها را به نوعی از کُمای مصنوعی می برند. به همین علت است که هم آمران و هم عاملان این جنایات، لبخند می زنند، چون به زعم خود، حکم الله را اجرا نموده اند!!! گرچه بنابر گزارشات زیاد، تاثیر قرص های روان گردان مورد استفاده را هم نباید از نظر دور داشت.
در اینجا لازم است به یک نکته بسیار با اهمیت اشاره کنم و آن این است که: در واقع، محارب طبق تعریف فقها این است:
محارب "کسی است که در جهت ترساندن مردم و سلب امنیت و ایجاد فساد در جامعه سلاح برداشته و اقدام نماید. "
با این وصف، محارب با خدا به مفهوم جنگ با خدا، بطور صد در صد شامل حال رهبر جمهوری اسلامی و فقهای همکار او می شود، زیرا با سال ها جرم و جنایت بر علیه مردم بی پناه، تحت نام خدا و نسبت دادن هر جنایتی به او، مردم را از دین بیزار و از خدا دور کرده اند. این امر به مفهوم دشمنی حقیقی با خداست. کاری که در چهل و هفت سال سرکوب مردم بوسیله نظام اشغالگر تجلی یافته است. باید توجه داشت گذشته از این مورد، دشمنی با خدا اصولن و از اساس غیرممکن است.
مسئله دوم شما مربوط می شود به آزادی یک کشورِ تحت یک استبداد خونریز، بوسیله نیروهای خارجی.
باید بگویم از بعد از جنگ جهانی دوم تا به امروز، آمریکا رهبری جهان را در دست دارد. این کشور، چه در دوران بعد از جنگ و چه در دوران معاصر، هر کشوری را که آزاد نمود، در آنجا دمکراسی و پیشرفت حاصل شد، برای مثال در تمام کشورهای آسیای جنوب شرقی و سراسر اروپا. من این جریانات را چند سال پیش در یک مقاله پنج قسمتی با عنوان"بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی و دو نتیجه مثبت آن " توضیح داده ام.
حال اگر در برخی کشورهای منطقه بعد از آزادسازی توسط آمریکا تا مدتی هرج و مرج بوجود آمده، دلیلش آن است که :
۱- بافت اجتماعی و فرهنگی و مذهبی کشورهای عرب منطقه بشدت ناآشنا با دمکراسی است.
۲- دخالت جمهوری اسلامی در آن کشورها که محلی شد برای کشتار مردم آن، تا بدین سبب از میان آنها برای جنگ و نابودسازی اسرائیل یارگیری کند.
با در نظر گرفتن آنکه، ایران مهد تمدن است و حقوق بشر برای اولین بار در جهان در این سرزمین پایه ریزی شده است، وضعیت آن با دیگر کشورهای منطقه متفاوت است.
فکر می کنم تا همین حد کافی باشد. اما بزودی اگر شرایط فراهم آمد، این مسائل را به همراه نگاهی بر فقه شیعی و ارتباط آن با قرآن عمیقن واکاوی خواهیم نمود.
البته بخشی از این کار مهم در آخرین مقاله ای که هفته پیش با نام" ازدواج با خویشاوندانِ درجهاول در ایران باستان:ادعایی پوچ — دروغی شرم آور" به فارسی و همینطور به انگلیسی(ورژن انگلیسی) انتشار داده ام، مورد واکاوی قرار گرفته است.
برای شما و خانوادهٔ گرامیتان آرزوی نیکبختی، سلامتی و کامیابی دارم
هفدهم بهمن ماه ۲۵۸۴ باستانی | ششم فوریه ۲۰۲۶ میلادی
سوال
با درود آقای تابش
آیا شما با تابش های جمهوری اسلامی فامیل هستید؟
با سپاس برای رفع این پرسش
پاسخ
در ایران من سه دسته تابش شناسائی کردم.
- دسته اول: تابش های اصفهان هستند . از جمله علی تابش، هنرمند و شومن مشهور ایران در زمان محمد رضا شاه پهلوی.
- دسته دوم : تابش هایی که با جمهوری اسلامی همکار هستند(گویا خواهرزاده و یا برادرزاده های خاتمی رئیس جمهور اصلاحات) و با ایجاد هولدینگ های شخصی غول آسا مانند " شرکت ملی صنایع مس" مشغول فعالیت!!!! هستند.
- دسته سوم: خانواده پدری من که با هیچکدام از تابش های دو دسته یادشده هیچگونه ارتباطی ندارد. نام فامیل اصلی ما "زند" است و طبق اسناد موجود در نزد عموی ارشدم، ما از نوادگاه کریم خان زند هستیم، اما بنابر دلایلی در زمان به تخت نشستن رضاشاه، بزرگان خانواده در آن دوران صلاح دیدند، برای رفع هرگونه حساسیت، نام خود را به تابش تغییر دهند.
برای شما و خانوادهٔ گرامیتان آرزوی نیکبختی، سلامتی و کامیابی دارم
هفدهم بهمن ماه ۲۵۸۴ باستانی | ششم فوریه ۲۰۲۶ میلادی
سوال
جناب آقای تابش گرامی
با درود و عرض ادب. ….. حدود یک سال است که با استاد نورعلی الهی آشنا شده ام. اینکه تا چه اندازه تحت تاثیر آموزه های ایشان بودم و چه آموختم، دهانی خواهد به پهنای فلک! امروز با دانشگاه ایشان آشنا شدم. در این جستجو آدرس ایمیل شما را یافتم و برآن شدم برایتان پیامی ارسال کنم و بپرسم چطور می شود به دانشگاه سیر کمال وارد شد؟
از زحمات و مهر شما بسیار سپاسگزارم که راه ایشان را زنده نگه داشته اید. و پیشاپیش از شما بسیار سپاسگزارم از اینکه امکان برقرای ارتباط را فراهم آورده اید و مشتاقانه منتظر پاسختان هستم.
با سپاس و تجدید احترام
پاسخ
با درود دوست من
در نزد ما در پژوهشکده اندیشه آنلاین آلمان، پلتفرم دانشگاه سیرکمال استاد الهی، افراد بصورت فیزیکی و حضوری پذیرش نمی شوند. از دیدگاه ما زمانی که شما با تصمیم و اراده خودتان بدون آنکه تحت تاثیر تبلیغات قرار گرفته باشید، قلبن به آموزه های استاد الهی ایمان می آورید، در واقع پروسه پذیرش را طی کرده اید. ما در پژوهشکده، به خواست استاد الهی، سالهاست که آنچه برای افرادی مانند شما و یا آنها که قدیمی تر هستند و یا حتی برای عموم افراد، مقالات زیادی را به شش زبان تهیه کرده ایم و بطور رایگان و بدون کوچکترین چشمداشتی در اختیار همگان قرار داده ایم. با این وصف شما همه آنچه برای پیشرفت لازم دارید در اختیار خواهید داشت:
- مطالب دانشگاهی
- کشش درونی برای یادگیری
- امکان مطرح نمودن سوالات خود در پژوهشکده و دریافت پاسخ های مناسب
در این صورت می توانید مانند یک دانشجو به تحصیل در راه استاد الهی بپردازید.
برای شما و خانوادهٔ گرامیتان آرزوی نیکبختی، سلامتی و کامیابی دارم
دهم بهمن ماه ۲۵۸۴ باستانی| سی ژانویه ۲۰۲۶ میلادی
"ترجمه سوال و پاسخ، از بخش "پاسخ به سوالات انگلیسی
سوال
با درود
!کریسمس مبارک و سال نو شاد
.نام من فراز است، ایرانی-استرالیایی که در حال حاضر در استرالیا زندگی میکنم
.بدون آنکه وقت زیادی از شما بگیرم، حدود ۶ سال پیش، رویایی داشتم که استاد به من/ما گفتند کتاب «شاهنامهی حقیقت» را ترجمه کنیم
.به دلایل شخصی و همچنین به دلیل «نفس» خودم، تا همین اواخر نتوانستم به این پروژه به شایستگی بپردازم
.با این حال، قبل از اینکه ادامه دهم، لطفاً بفرمایید آیا این اثر به انگلیسی ترجمه شده است یا خیر؟ من از شما میپرسم چون باور دارم دیدگاه جامعتری نسبت به وضعیت انتشار آثار دارید
با سپاس
فراز
پاسخ
. من هم سال نو را به شما تبریک میگویم و بابت تأخیر در پاسخدهی عذرخواهی میکنم
تا جایی که من اطلاع دارم، کتاب
شاهنامهی حقیقت (یا
حقالحقایق) که توسط پدر
استاد الهی نوشته شده است، به زبانی جز فارسی موجود نیست. دربارهٔ سؤال شما باید بگویم که اگر هدف شما ترجمهٔ شخصی می باشد، طبق قاعدهٔ کلی هر کسی آزاد است هر متنی را به هر زبان که میخواهد ترجمه کند. اما اگر منظور شما تولید کتابی برای انتشار و فروش بر اساس این اثر است، در این صورت باید با خانوادهٔ استاد الهی تماس بگیرید و اجازهٔ رسمی دریافت کنید.
د
برای شما و خانوادهٔ گرامیتان آرزوی نیکبختی، سلامتی و کامیابی دارم
دهم بهمن ماه ۲۵۸۴ باستانی| سی ژانویه ۲۰۲۶ میلادی
سوال
درود جناب تابش عزیز. سپاس از شما که اندیشه های استاد الهی رو نشر میدین. من از علاقه مندان به مکتب استاد هستم. در حال حاضر دانشجوی دکترا تاریخ ایران پس از اسلام هستم. جهت تز رساله ام قصد دارم در زمینه مکتب فکری استاد الهی کار کنم. خودم "نقد و بررسی تکامل در تاریخ و پایان تاریخ بر پایه ی آرای استاد الهی " رو مدنظر دارم. خواستم اگه امکانش هست شما هم راهنمایی کنین.
سپاس از شما.
پاسخ
با درود دوست عزیزم
اگر منظور شما، اظهار نظر من در مورد عنوانی که برای تحقیقات خود انتخاب کرده اید می باشد، باید بگویم که این عنوان کمی نارسا است و منظور شما را بطور دقیق نمی رساند. پیشنهاد من این است:
- تحلیلی پژوهشی بر سیر تکامل تاریخی و پایان آن در اندیشهٔ استاد الهی
- تحلیل سیر تکامل تاریخی از ابتدا تا پایان بر اساس آموزه های استاد الهی
البته من دقیقن نمی دانم منظور شما از "پایان تاریخ" چیست. آیا منظور، پایان جهان، سیاره زمین و یا نوع انسان است؟ و اینکه آیا قصد دارید به مسائل مربوط به تکامل انسان در روند تاریخی بپردازید و یا می خواهید خود تکامل تاریخ را بررسی کنید؟
در هر حال اگر سوالی باشد با کمال میل پاسخ خواهم داد.
برای شما و خانوادهٔ گرامیتان آرزوی نیکبختی، سلامتی و کامیابی دارم
دوازدهم دیماه ۲۵۸۴ باستانی| دوم ژانویه ۲۰۲۶ میلادی
سوال
،آقای تابش عزیز
با تبریک سال نوی ۲۰۲۶میلادی به شما، ایرانیان به پاخاسته و همه جهان، باید عرض کنم که این روزها و شبها، خواب ندارم و دائما در تماس با شهرهای مختلف ایران هستم تا ببینم اوضاع انقلاب در چه موقعیتی می باشد. در هر حال کاملا خواب و خوراک را از دست داده ام. چند روز پیش تصمیم گرفتم بچه های کوچکم را به مادرم بسپارم و شخصا به ایران بروم و در مبارزات مردم بر علیه این ستمکاران که مشابه آنها را تاریخ هیچ کشوری بخود ندیده شرکت کنم. برایم اینکه مورد اصابت گلوله قرار بگیرم و بمیرم هم مهم نیست. فقط اشکال کار در این است که مادرم بسیار پیر است و نگهداری از دو کودک که یکی از آنها تازه از شیر گرفته شده است ممکن نیست. در هر حال هر ثانیه منتظر آن خبر اصلی در ایران هستم که برای مادورو اتفاق افتاد. دلم می خواهد اول از همه آن مادینه گوینده صدا و سیمای شیطان را بیابم و بدون خشونت جوابش را بدهم و بگوییم ایران متعلق به ایرانیان داخل و خارج است. این شما و حکومتتان هستید که باید بدانید ایران و روابط بین ایرانیان به شما ارتباط ندارد. منتظر روز محاکمه از نوع آخوند زدایی در ایران باشید، از همان نوعی که شما در مقاله هربرت فون کارایان، موسیقی دانی بزرگ که در طرف نادرست تاریخ ایستاد توضیح داده اید. پیش گویی های شما دارد به واقعیت تبدیل می شود. با سپاس
پاسخ
.با تبریک متقابل سال نوی مسیحی و با آرزوی شروعی متفاوت و درخورد ایرانیان و در کل، نوع انسان در زمین
باید عرض کنم که با وضعیتی که در ایران عزیز طی حدود ۵ دهه حکومت نابخردان متعصب دینی بوجود آمده، حدس زدن بوجود آمدن چنین روزهایی، کار ساده ای بود و ربطی هم به پیشگویی ندارد، زیرا همانطور که بارها اعلام کرده ام من پیشگو نیستم، اما خب برخی اوقات، وقایعی که رخداد آنها حتمی می باشد در برخی از اذهان نقش می بندند. در هر حال من هم مانند شما ثانیه شماری می کنم تا آن روز موعود که نه تنها ما ایرانیان، بلکه همه جهانیان منتظرش هستیم و هستند پدیدار شود و از لحظه شروع پایان این حکومت، بی درنگ به فاز ترمیم زخمها وارد شویم. همه ایرانیان باید بدانند که کارهایی که باید انجام شوند بسیار زیاد هستند و این اقدام باید زیر نظر افراد ملی گرای تکنوکرات صورت بگیرد و همه ایرانیان در سطوح مختلف در آن اقدامات سهیم باشند. د
مسئله دوم آنکه: در مورد آن خانم صحبت کردید که به ایرانیان خارج نشین گرگ و کفتار اطلاق کرده بود. به عقیده من، این خانم هنوز در نشئه ناشی از زندگی در حاشیه امن به سر می برد و از آنچه حقیقتن در حال انجام است بی خبرست و نمی د اند این
او و همفکرانش هستند که نمی شود نام ایرانی بر آنها نهاد. به قول شاعر عارف بزرگ ایرانی , سعدی بزرگ: تو کز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی (گلستان سعدی- حکایت دهم)ی
.شما و همه ایرانیان باید بدانید که این تازه اول کار است. روزهای گاه تلخ و گاه شیرین و در نهایت زیبا و وقایع دیدنی و مسرت بخش زیادی در راه است. کمربندها را سفت ببندید، در جهان،
نظم نوینی
در حال شکل گیری می باشد
برای شما و خانوادهٔ گرامیتان آرزوی نیکبختی، سلامتی و کامیابی دارم



